بردیا بردیا ، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

دنیای قشنگ بردیا...

گل پسر... قند عسل

1392/1/21 0:42
نویسنده : مامان نسرین
325 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خدا...

بردیای از گل بهترم..  انقدر گلی که نمیدونم چطوری خدا رو به خاطر خلقتت شاکر باشم... چقدر بوست کنم و بغلت کنم تا سیر بشم... مگه میشم؟؟؟  عمراااا

از کجا یاد گرفت که وقتی آب میریزی روی زمین بدو بدو بری از توی کشو یه دستمال بیاری و با هن و هون آب ریخته رو پاک کنی؟؟؟؟؟

از کجا یاد گرفتی که قبل از دست زدن به هر چیز ممنوعه با نگاهت ازم اجازه بگیری؟؟؟  یا بعد از خراب کاری سر به زیر بشی و منتظر لبخند و آشتی با من بمونی؟؟؟  یا به قول خودت( آتی...بوس )    ...   توی تمام دید و باز دیدهای ایام عید هیچ خراب کاری ازت ندیدم...(به جز خونه ی دایی سعید اینا که به خاطر گل روی نی نی تو راهیشون حتما میبخشن تو رو)...

رفتار آقا منشانه ت منو کشته دلبندم ...         

کی بهت یاد داده تا پوشکت و عوض میکنم و میبندمش از دستم بگیری و ببری بندازی توی سطل آشغال؟؟  گاهی تقاضای نایلون هم میکنی ... فرشته ی تمیز و مرتب مامان.... همینطوری باقی بمون...

تازگیا ما رو گول میزنی... درست مثل خود ما که گاهی به خیال باطل و بیهوده تو رو گول میزنیم... یه چیزی که نباید دستت باشه و پشتت قایم میکنی میگی:لولو برد... چشماتو میبندی و الکی خرو پف میکنی... 

این کارت یه تلنگر حسابی برای من و باباییه... باید خیلی بیشتر از قبل حواسمون  به رفتارمون باشه...

                          راستی پسر ما تو رو بزرگ میکنیم یا تو ما رو؟

عاشق تخیلاتتم مادررر... کشمش میکشی توی دفتر نقاشی.... بعد ازون کشمش هم خودت میخوری و هم به همه تعارف میکنی...  مثلا آتیش میکشی و دست میزنی بهش میگی داغههه... جیییز

خوشحالم که تمام روز با هم و در کنار همیم... گذشته از بعضی از پیله کردنات به موضوعات تکراری ...خوشحالم که بیشتر شیرین کاری هات و اولین کلماتت و من میبینم و میشنوم.... بابا جون شنیدن کی بود مانند دیدن...

با این کارات هر روز بیشتر از قبل عاشقت میشم... دوست دارم بی نهایت...

n

ولی خییییییلی دوست دارم که بی خیال آّبریز یخچال بشی... خیییییییلی دوست دارم که انقدر با لذت و اشتها این دو تا خوراکی ممنوعه رو نخوری:نوشابه های گازدار و چیپس(به قول خودت بیبس).

 البته من دوست دارم... تو که تو دوست نداری!!!!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

دایی سعید
26 فروردین 92 21:42
آقا بردیای تر و تمیز و تپل مپل یه چند وقت دیگه با پسر دایی تپل و مپل مثل خودش همبازی میشه.......خدا کنه پسر داییشم مثل بردیا تمیز و آقا باشه
مادام
27 فروردین 92 4:38
ای جووووووووونم
هدی مامان مبین
27 فروردین 92 16:18
راستی پسر تو ما رو بزرگ میکنی یا ما تو رو....
لذت بردم...
همچین مادری...همچین پسری داره دیگه...
قربون قد و بالات خوشتیپ


چشماتون قشنگ میبینه خاله... ببوس مبین رو